نادر شاه و کوتاه کردن دست بیگانگان / بخش اول
شادروز
امانی- بجنورد
نادرشاه افشار، یارانی
وفادار و سردارانی صاحب نام و دلسوز برای میهن از
کنار وگوشه وطن داشت که توانست افاغنه و ازبک را از مشهد تا دهلی
بیرون براند. درکسب این فتحوحات بزرگ، اهالی شمال خراسان چقدر سهیم بوده
اند؟
تا چه حد نقش آفرین در کسب شادی و دفع اندوه دلهای
پرمهر سرزمین پرگهر ایران زمین نقش افرین باشند ؟ دراین
مقاله سعی می شود تا به معرفی سردارانی از خراسان شمالی
بپردازد
که روزگاری با تقدیم هر آنچه داشتند وطن را از گزند نامحرم محفوظ دارند .کاری
که ما امروز دغدغه آن را داریم .باید گفت : دوره افشاریه یکی از حساسترین
دوران زندگی مردم ایران است که خشم وغارت در
کشور بیداد می نمود ، ضعف خاندان صفویه و سرکشی سرداران و حکمرانان صفوی
باعث ستوه و اندوه مردم بود و لشکر کشی های عثمانی و افغان
و روس هم تهدیدات بیگانگان بشمار می آمد در چنین
اوضاعی ظهور نادرشاه افشار جانی دوباره به وطن بخشید و همان مردم
خسته و درمانده و نالان ایرانی بیکباره چون شیرمردانی غران وارد معرکه
شدند و وطن ویران را دوباره ایران نمودند .خدمت نادر به کشور
ستودنی است و تاریخی و فراموش نشدنی گرچه اواخر کار
نادر با خشونت و گاه جنون همراه شد اما هرچه بود توانست پای بیگانه
را از کشور ببرد. باید در ابتدای سخن اشاره کنم که در این مقاله هدفم
بررسی تاریخ و احوال شخص نادر شاه نمی باشد بلکه بیشتر
معرفی دلیر مردانی است از شمال خراسان یا استان خراسان
شمالی که در مناصب مهمی چون لشکری و کشوری حضور داشتند .لازم
به ذکر است ابتدای کار نادر با خدمت در دستگاه خوانین شمال خراسان آغاز شد
و براین اساس از حمایت بسیار بالای انها نیز در آینده
سلطتنش بهره مند میشود در آن ایام ولایاتی چون
:ابیورد ،خبوشان ،اسفرایین ،نسا،بجنورد و شیروان مهمترین شهرهای شمال
خراسان بودند که ساکنین این شهرها اغلب دارای اقوام:ترک ،تات،ترکمن ،کرد ،کرمانج
بودند .در اینجا مقاله را با گفتاری از نادرشاه افشارآغاز می کنم :
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم . نادر شاه افشار
نجف سلطان فراچورلو :کرد های قراجورلو از زبده ترین جنگجویان نادری بودند ،که زیر نظر نجف سلطان و محمد خان و سبز علی خان قراچورلو در تمام جنگ ها حضور داشتند مرکز کردهای قراچور در خراسان آشخانه است .در مطلع اشمس آمده ،رئیس کردان قراچورلو در زمان ناصرالدین شاه ،صفرعلی خان قراچوری بوده است .اما رئیس آنها در زمان نادرشاه نجف قلی سلطان بوده شرح رشادت های سردار نجف سلطان قراچورلو در بیشتر کتاب های دوره افشار امده است.نجف سلطان در لشکر کشی نادر بسوی اصفهان و جنگ های او با اشرف افغان از خود رشادت و دلیری وافری نشان می دهد تا جایی که موجب شکست قوای اشرف می شود و مورد تقدیر شاه طهماسب صفوی قرار می گیرد جنگ های سردار نجف سلطان قراچورلو با عثمانی ها ،افغانان ،ترکمانان یموت و.. بسیار است و شنیدنی که می توان در کتاب های مختلفی از از جمله در کتاب عالم آرای نادری تالیف محمد کاظم مروی دنبال نمود .
ارس سلطان قره باشلو :طایف قرباشلو بیشتر ساکن درگزند اما در بجنورد هم دهی به این نام داریم که به کرمانجی سخن می گویند اقای میرنیا معتقد است که شاخه ای از ایلات افشار هستند اما استاد توحدی آنها را از طوایف شادلو بر می شمارد .سردار ارس سلطان قراباشلو فرزند دلاور خراسانی از مشهورترین سرداران مشهور نادرشاه است که در مجلس بزرگ شورای دشت مغان نیز حضور داشته او از نزدیکترین یاران نادر از ابتدای کار بوده و از تصرف خراسان و دفع افغانان تا فتح دهلی حضوری قوی دارد او پس از فتح دهلی و شرق خراسان مامور سرکوب شورش ملتان واقع در هندوستان می شود او در این ماموریت پروز و موجب شادی قلب نادر شاه می شود و نادر حکمرانی ان حدود را بوی اعطا می کند اما پس از مدتی سردار ارس سلطان به جنگ با عثمانی می شتابد . و سرانجام در جنگ با عثمانی ها به سال 1159 کشته میشود.شرح رشادت های ایشان نیز در کتب مختلف از جمله عالم آرای نادری و نادرنامه قدسی و خاوران گوهر ناشناخته ایران مشهود و قابل جستجوست .
حاتم خان کیکانی : ایل کیکانلو بزرگترین تجمع عشایری را در خراسان بخود اختصاص داده اند آنها دراقصی نقاط شمال خراسان پراکند اند .واین پراکندگی بعداز دوره ناصرالدین شاه شروع شد ولی قبل از آن بصورت واحدو یکپارچه در سرحد شیروان زندگی می کردند . دره اوغاز شامل تمامی روستاهاو حوزه قلعه بیگ تا کالتمانلوی فعلی سکونت گاه کیک بود .اوغاز و قلعه بیگ مرکز حکومتی خوانین کیکانی بود که خوانین سیوکانلوو بیچرلو باهمکاری یکدیگرسرحدات را اداره می کردند . رشید ترین مردان جنگاور چون: ،نامانلو ،بیارلوها ،سینانلو ،بیچرلو وسیبکانلوها …همگی از طوایف این ایل کرمانج هستند .حاتم خان کیکانلو از یاران صدیق نادرشاه بود حتی بنا به گفته استاد قاسمی در متاب نادر شیر مرد اتک : . نادرپس از استراحتی چند ماهه در منزل حاج سلیمان نسبت به جمعیت کیکانی ارادت پیدا میکند و چون بعدها به مقام سلطانی دست می یابد کردان کیکانی را ازخود می داند و براین اساس کیکانی ها نیز در رکابش قرار می گیرند .در کتب مختلی به قلم کسانی چون مرحوم ابوالفضل قاسمی درگزی ،تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه به قلم دکتر رضا شعبانی ،سلسله افشار به قلم مریم نژاد اکبری و… از بزرگان این قبیله همچون :حاتم خان بیچرانلو < کیکانلو >و توحید خان بیگ وعلی مردان خان شاملو نام برده شده .
حاجی خان
حمزکانلو :حاجی خان حمزکانلو فاتح دهلی و
سفیر نادرشاه به دربار امپراطور روم و بیگلر بیگی قفقاز از دیگر
سرداران عصر نادرشاه است که از خطه شمال خراسان و از ایل حمزکانلو قوچان
است .او زندگی متهورانه ای دارد که شرح رشادت های ایشان
در کتب مختلفی از جمله نادرشاه افشار جیمز فریزر و نامه
عالم آرای نادری و … وجود دارد .فنون لشکر کشی و مهارت
نظامی و کیاست و فراست حاجی خان که موجب شکست سپاه
چهل هزار نفری راج کاپوت هندوستان شده بود وی را بیش از بیش در
نظر نادر گرامی و برتر داشت تا انجاکه به قول محمد کاظم صاحب قران کمال
شفقت و مرحمت را در باره حاجی خان فرموده .در چند سال قبل که
به روستای حمزکانلوی شرقی مابین شارک واوغاز رفتم
با بازماندگان ایل حمزکانلو و صفکانلو شیخکانلو که در کنار هم
قرار دارند مصاحبه و گفتگو داشتم که پیرمردی مطلع از وقایع منطقه به نام
حسن بختیار از اینکه پدرش سالها با ججوخان و ابوطالب بیگ
و..همراه بود سخن آغاز نمود ومن از نقش کردان
حمزکانلو در رکاب نادر پرسیدم ایشان به صراحت بیان داشت یک سئوال ویک
نقل قول از پدرم دارم :سپس افزود چگونه است که اگر نادر ترک قرقلوی افشار
است توسط هم نژادانش بهمراه مادر گرامیشان چند سال به
اسارت برده می شود ومورد تعرض قرار می گیرند ؟! سپس
بعد از فرار به کردهای سرحدی پناه می اورد وبعد هم ازآنان همسری
برای زندگی برمی گزیند ؟!دوم سخن اینکه پدرم به نقل از پدربزرگش باباقجر برایم
بازگفت که باتوجه به روحیه و تعصبی که طابفه ما یعنی بیاره و حمزکی ها
دارند غیر ممکن است که یک قدم با بیگانه بردارند.برای مثال
با خوانین سیوکانلو همزبان ما هستیم و همسایه ما هرگز
اجازه نداد ه ایم برما حکومت نمایند. چه رسد به اینکه با یک چوپان
زاده قرقلو یا مغول یا ازبک رفاقت کنیمو رعیت وی شویم . من اطمینان دارم نادراز
کردان درگزی است که اینگونه اجداد ما وی را دوست داشتند .نقل است که نادر گفته
اگر بنیان خانوادگیتان فرو ریخت و اولادتان سست عنصر از کار در آمدند
بروید از حمزکانلوها زن بگیرید تا غیرت و شجاعت وشهامت در خون
فرزندانتان دوباره ساری شود .
پایان قسمت اول
تو اگر برخيزي،من اگر برخيزم،همه برمي خيزند...