تلنگری به چینی احساس زنان کرد
وناوی وای ژور
سالهاست
که ما چوب غفلت پدرانمان را می خوریم که هیچ گونه سیاست و آینده نگری و
دفاع از
حریم فرهنگی
خویش را نداشتندبا اینحال نمیشود آنها را خیلی هم سرزنش کرد ، هر چه بود ،
آنان
زبان و آئینهای
خود را حفظ کردند ، گر چه سواد کافی نداشتند. اما نسل ما نیز هیچ شاخه گلی
بر سر
خود نزده است.
از فرهنگ و سنتهای خود روز به روز فاصله می گیرد و غربزده و بیگانه می شود.نه مادران کرد ، اکنون فرزندان کرد می زایند و نه پدران کرد فرزندان کرد تربیت می کنند .به هر روستا که سر بزنید ، می بینید مادران نو خاسته کرمانج ادای فارسی حرف زدن با کودکانشان را در می آورند . در حالیکه هیچ توشه و آگاهی از فرهنگ خود ندارند . ننگ بر چنین
مادرانی باد که امروز همه جا حتی در میان ایلات و عشایر چادر نشین نیز با آنان مواجه هستیم .
بسیاری از کردهای ما دربیهوده نشینی خود ، هر بار صدها هزار تومان نفله می کنند. اما ، حاضر نیستند یک کتاب تاریخی کرمانج یا شاهنامه ای و حتی دیوان جعفر قلی را بخرند و از اشعار زیبایش لذت ببرند . فقط یاوه گویی و لاف زنی !!نقل مجالس آنهاست...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۲۵ ساعت 1:33 توسط محمد زيدانلو
|
تو اگر برخيزي،من اگر برخيزم،همه برمي خيزند...